تغییر روش در آموزش
قسمت بیستم
همیشه و همه جا در همه مسئولیت هایی که عهده دار بوده ام آموزش همکاران را با حساسیت دنبال کرده ام. همیشه اهمیت فراوانی برای ارتقای دانش آنها قائل بوده ام. همیشه خواسته ام همکارانم باسواد باشند و اهل تحقیق. همان چیزی که یک سازمان پویا همواره به آن نیاز دارد.
در بانک ملی ایران دوره های آموزشی متنوع و مختلفی برای همکاران شامل آموزشهای حین خدمت هم برگزار می شود. اما همیشه تلاش نموده ام دورهها و آموزشها را از قاب کلیشهای دور کرده و ترکیب کاربردی به آنها ببخشم. تصورم این است بسیاری از دورههای آموزشی به رفع تکلیف نزدیک می شوند تا آموزشی که بروز عینی داشته باشند. آن چه که با نیازهای بانک فاصله زیادی دارند و ما را از دستیابی به اهدافش بازمیدارند.
البته برای بهبود شرایط باید در حد توان و مقدورات مان جلو می رفتیم. در کنار دورههای آموزشی که برگزار میشد تلاش کردیم با دعوت از اساتید برجسته و صاحبنظر از مراکز دانشگاهی مختلف از جمله تهران، اطلاعات و دانش همکاران را روزآمد کنیم.
تصورم این بود در خصوص اخلاق و رفتار حرفهای و چگونگی برخورد و رفتار با مشتریان و مسئولیتپذیری در برابر آنان در هر جایگاهی به ویژه در شعبهها با مشکلاتی روبرو هستیم. یکی از اساتید خوشنام و صاحبنظر که دارای تألیفات زیادی هم هست را دعوت نموديم. از دانشگاه تهران. آقای دکتر قراملکی لطف کردند و دعوت ما را پذیرفتند.

با صحبتهائی که با ایشان داشتم، نیازها و ضعفهای مان را بیان نموده و تأکید کردم هدف مان از دعوت ایشان چیست و این که به دنبال تغییر چه چیزهایی هستیم. توافق کردیم تا مقوله «اخلاق حرفهای» را به صورت جداگانه برای رؤسای شعب و مدیران و نیز برای همکاران و متصدیان تحویلداری در شعب تبیین شود.
چندسال بعد از این اقدام ما، شبکه چهار صدا و سیما اقدام به ضبط و پخش سلسله درسهای اخلاق حرفهای آقای دکتر قراملکی در بیست و چند برنامه کرد.

مقوله اخلاق حرفهای برای بانکدارها هم مفید است و هم ضروری. این که چگونه برابر مشتریان مسئولیتپذیر بود؟ چگونه اعتماد آنان را جلب کرد؟ چگونه حرفهای بود و حرفه ای باقی ماند؟ و از این دست مباحث کلیدی و اثرگذار.
یک بار پس از برگزاری یکی از جلسات که به اتفاق آقای دکتر قراملکی به اتاق پذیرائی میرفتیم همکاران بسیاری مرا به گوشهای کشیدند و درخواست نمودند از این دست مباحث و سخنرانیها به صورت هفتگی برای شان برگزار شود.
نکته این بود آن درخواست را آنهایی کرده بودند که چندان هم اهل مطالعه نبودند. آن استقبال گرم برایم جالب بود و لبخند رضایت را از چشمانشان مشاهده مینمودم. آن امر نشانه شروع تغییر و دگرگونی در گردش همکاران بود. نشانه نوعی تحول فکری.
جایی که پی بردم در این بخش به اهداف مان نزدیک شده ایم. به این که ذهن همکاران درگیر مباحث نو و ارزشمند و ضروری شده اند. این که جرقه مطالعه و تحقیق زده شده و آن سخنان و مباحث به طور ملموسی در گفتار، رفتار و کردارشان هویدا بود.
سوای این برنامه از برخی از همکاران که در برخی مباحث علمی صاحب تجربه یا استاد این گونه مباحث بودند نیز دعوت كردیم تا در ابتدای همایشها و جلسات برای همکاران مطالب جدید و آموزندهای را طرح و بیان کنند. ازجمله آنها بحث NLP بود.
یکی دیگر از اقدامات آموزشی مفید و ضروری، اخذ مجوز برگزاری دورههای مدیریت بود. در آن دوران، دورههای مدیریتی صرفاً در تعداد انگشتشماری از استانها برگزار میشدند و سهمیه اندکی برای دیگر استانها وجود داشت.

دوره مديريت در مركز آموزش نياوران سال 1381-اينجانب نفر چهارم از راست با حضور آقاي دكتر بهمني- زمانيكه رييس حوزه بودم -
تعداد همکاران آموزشندیده دوره هاي مديريتي پرشمار بودند و نیاز به برگزاری تعداد دورهها احساس می شد. ولی چنان که گفته شد به دلیل محدودیت سهمیه، این امر عملاً مقدور نبود. لذا چاره کار را در اخذ مجوز برای ميزباني و برگزاری دوره مدیریت دانستیم و پیگیری سرسختانهای را از اداره کل آموزش انجام دادیم. ابتدا با مقاومتهائی روبرو شدیم. شروط مختلفی از جمله تهیه خوابگاههای مناسب را مطرح نمودند. مطرح نمودند ولی ما همه آن شروط را برآورده کردیم و سرانجام با مساعدت مسئولین وقت اداره کل آموزش، مجوز برگزاری دوره را گرفتیم. میزبانی و برگزاری دوره مدیریت برای اداره امور شعب ما یک موفقیت بود. یکی از امتیازات میزبانی این بود که میتوانستند نیمی از سهميه شركت كنندگان را به همکاران بومی اختصاص دهند.
چندین دوره مدیریت به صورت پی در پی برگزار شدند و تعداد زیادی از همکاران توانستند در این دورهها آموزشهای مفید و بروز را سپری کرده و معلومات و آموزه ها را به کار گیرند و زمینه رشد فعالیت هاي بانکی را فراهم سازند.

در فهرست تدریسی برنامه دورههای مدیریت، یکی دو ساعتی هم برای رییس اداره امور شعب استان میزبان اختصاص میدادند. اختصاص میدادند تا در آن ساعات، بحثهای مدیریتی را برای شرکتکنندگان مطرح کنند. من معمولاً در این کلاسها بحثهای تئوریک و علمی را مطرح نمیکردم که مثلاً تئوری X و تئوری Y یعنی چه؟ يا تایلور چه گفته و مدیریت ژاپنی یا Z چگونه است؟ تصورم این بود که به جای این بحثها، از تجارب مدیریتی خود که کاربردی هستند بگویم. بگویم و اینکه در شرایطهای مختلف چگونه مي توان تصمیمگیری درستی انجام داد؟ چه روشهای اجرائی و کاربردی را در محل کار و در شعب به کار گرفت ؟به کار گرفت تا گرهای از مشکلات گشوده شوند.
طرح این موضوعات با کیسهای مختلف، بسیار مورد استقبال شرکتکنندگان در دورهها قرار میگرفت. قرار میگرفت و احساس میکردم طرح این چنین مباحث کاربردی برای آنها ملموستر و قابل درکتر هستند. پس از گذر سالها از برگزاری آن دورهها، هنوز هم همکاران شرکتکننده در آن کلاسها تا مرا میبینند یادی از آن مباحث میکنند. بحثهائی که تا به حال در ذهنشان مانده است!
در هر حال، برگزاری دورههای مدیریت در اداره امور شعب، یک تجربه بسیار خوب، مفید و اثرگذاری بود. اثرگذاری بود که متأسفانه بعد از رفتنم از استان، دیگر نتوانستند آن دورهها و همچنین دعوت از اساتید صاحبنظری همچون دکتر قراملکی را تداوم بخشند.
قسمت نوزدهم
قسمت بیست و یکم